جلسه هشتم

تا کنون خط اول دفاعی بدن و خط دوم دفاعی بدن را خواندیم و دیدید که این دو خط جز خطوط دفاعی غیر اختصاصی بدن محسوب می شوند. سومین خط دفاعی بدن جز خط دفاعی اختصاصی بدن است.

خطوط دفاعی را اگر یک بار دیگر به صورت کلی بررسی کنیم دارای ویژگی زیر است:

 عملکرد اختصاصیعملکرد غیر اختصاصیتوانایی شناسایی سلول های خودی از غیرخودیتوانایی شناسایی عوامل غیر خودی از یکدیگراجزای تشکیل دهنده
خط دفاعی اولنداردداردنداردنداردپوست – مخاط
خط دفاعی دومنداردداردداردنداردبیگانه خوار ها – پاسخ التهابی – گلبول های سفید – پروتئین ها – تب
خط دفاعی سومداردنداردداردداردلنفوسیت ها

در دفاع غیر اختصاصی نوع عامل مهاجم شناسایی می شود و بدن در مقابل آن نوع واکنش نشان می دهد. به عنوان مثال اگر میکروب کزاز وارد بدن شده باشد خط دفاعی اختصاصی در مقابل میکروب کزاز واکنش مخصوص میکروب کزاز را می دهد و این واکنش فقط در از بین بردن این نوع میکروب دخالت می کند و در صورت وجود عامل مهاجم دیگری مانند ویروس آنفولانزا این پاسخ واکنشی نشان نخواهد داد.

پس در دفاع اختصاصی عوامل بیگانه به صورت اختصاصی شناسایی و پاسخ اختصاصی هر کدام مخصوص به آن صادر می شود. وظیفه این شناسایی بر عهده نوعی از گلبول های سفید به نام لنفوسیت ها می باشد.

لنفوسیت ها

گفتیم که لنفوسیت ها هم در دفاع اختصاصی و هم در دفاع غیر اختصاصی نقش دارند. در گفتار دوم به طور کامل نقش لنفوسیت ها را در دفاع غیر اختصاصی بررسی کردیم؛ حال نقش این گویچه های سفید را در دفاع اختصاصی مورد بررسی قرار می دهیم.

دفاع اختصاصی توسط لنفوسیت ها از طریق دو نوع لنفوسیت B و T انجام می گیرد که هر دو نوع لنفوسیت در مغز استخوان ساخته می شوند. لنفوسیت های B و T که در مغز استخوان ساخته شده اند در ابتدا به صورت نابالغ هستند و لنفوسیت های نابالغ توانایی شناسایی عامل بیگانه را ندارند. لنفوسیت های B در همان مغز استخوان بالغ می شوند و سپس وارد جریان خون می گردند در حالی که لنفوسیت های T پس از ورود به خون خود را به غده تیموس رسانده و در آن جا بالغ می شوند.

پس بلوغ لنفوسیت ها هم در مغز استخوان و هم در غده تیموس صورت خواهد گرفت.

نکته: در خون لنفوسیت B نابالغ مشاهده نمی شود زیرا لنفوسیت B پس از بالغ شدن وارد جریان خون می شود در حالی که در خون لنفوسیت های T به صورت بالغ و نابالغ مشاهده می شود زیرا پس از ساخته شدن در مغز استخوان لنفوسیت T نابالغ وارد جریان خون می شود و پس از بالغ شدن در غده تیموس لنفوسیت بالغ T وارد جریان خون می گردد.

لنفوسیت هایی که بالغ شده اند توانایی شناسایی عوامل بیگانه را خواهند داشت. تیموس در دوران نوزادی و کودکی  دارای فعالیت زیادی می باشد اما با افزایش سن، به تدریج از فعالیت آن کاسته می شود و اندازه آن تحلیل می رود.

نکته: با تحلیل رفتن تیموس بلوغ لنفوسیت های T نیز به میزان کمتری به وقوع خواهد پیوست.

مولکول هایی که لنفوسیت های B و T  آن ها را شناسایی می کنند پادگن یا آنتی ژن نام دارد. شناسایی لنفوسیت ها به این گونه است که این دو نوع لنفوسیت در سطح خود گیرنده های پادگنی دارند که همگی از یک نوع می باشند. هر گیرنده به صورت اختصاصی عمل می کند یعنی چه؟ یعنی هر گیرنده فقط به یک نوع پادگن متصل و آن را شناسایی می کند و گیرنده پادگنی که برای نوع خاص پادگن است به پادگن های دیگر نمی تواند متصل شود.

  • مجمع نکات:
  • پادگن ها در سطح میکروب و عوامل بیگانه ای که وارد بدن شده اند قرار دارند. همچنین پادگن ها به صورت محلول در خون و مایعات بدن نیز وجود دارند.
  • در سطح هر لنفوسیت چندین گیرنده پادگنی وجود دارد که همه آن ها از یک نوع می باشند و دارای شکل سه بعدی یکسانی هستند.
  • هر گیرنده آنتی ژنی حداکثر می تواند به دو آنتی ژن متصل شود.
  • لنفوسیت ها در گره ها و اندام های لنفی سراسر بدن مشاهده می شوند.(از جمله اندام های لنفی می توان به لوزه، طحال، تیموس و آپاندیس اشاره کرد)
  • دقت داشته باشید که لنفوسیت ها و سایر گویچه های سفید در مغز استخوان تولید می شوند و گره های لنفی محل استقرار لنفوسیت ها می باشد.

نحوه عملکرد لنفوسیت B

لنفوسیت های B همان لنفوسیت هایی هستند که در مغز استخوان تولید و در همان جا نیز بالغ می شوند. پس از بلوغ توانایی شناسایی عوامل بیگانه را خواهند داشت. در سطح این لنفوسیت های گیرنده های پادگنی وجود دارد که پادگن سطح میکروب و ذرات محلول مثل سم میکروب ها را شناسایی می کند. در واقع گیرنده های پادگنی لنفوسیت های B توانایی شناسایی پادگن های محلول را خواهد داشت.

هر لنفوسیت B نسبت به لنفوسیت های B دیگر گیرنده پادگنی متفاوتی دارد. اما تمامی گیرنده های پادگنی کی لنفوسیت B شبیه به هم هستند و از یک نوع می باشند. در میان لنفوسیت های B هر کدام که موفق شود پادگن را شناسایی کند به سرعت تکثیر خواهد شد.

نکته: شناسایی پادگن ها به این صورت است که در صورتی که پادگن با گیرنده پادگنی سطح لنفوسیت از نظر شکل سه بعدی مکمل باشد به آن متصل می شود و لنفوسیتB پادگن را شناسایی می کند.

بعد از آن که لنفوسیت B پادگن را شناسایی کرد به سرعت تکثیر می شود. و یاخته هایی به نام یاخته های پادتن ساز را به وجود می آورد.

به یاخته های پادتن ساز پلاسموسیت نیز گفته می شود. یاخته های پادتن ساز همان طور که از اسم شان پیداست وظیفه ساخت و ترشح پادتن را بر عهده دارند.

پادتن ها از یاخته های پادتن ساز ترشح می شوند و در مایعات بین یاخته ای، خون و لنف به گردش در می آیند و هر کجا که با پادگن یا میکروب ها برخورد کردند آن ها را نابود و یا بی اثر می کنند.

نکته: همواره پادتن میکروب ها را نابود نمی کند بلکه ممکن است آن ها را بی اثر کند؛ یعنی میکروب همچنان وجود داشته باشد اما هیچ غلطی نتواند بکند!

نکته: پادتن ها میکروب هایی را نابود یا بی اثر می کنند که لنفوسیت هایی که پادتن از آن ها ساخته شده است در مقابل آن میکروب ها واکنش نشان داده بود.

پادتن ها از نظر شکل شبیه به حرف Y می باشند و دو جایگاه برای اتصال پادگن ها دارند. جنس پادتن ها از پروتئین است و زیرواحد های سازنده پادتن ها آمینو اسید می باشد. هر لنفوسیت B که به یاخته های پادتن ساز تبدیل می شوند می توانند پادتن هایی شبیه به گیرنده های خود به وجود بیاورند.

نکته: پس از تقسیم لنفوسیت ها، لنفوسیت ها تمایز پیدا می کنند و تبدیل به یاخته های پادتن ساز می شوند اما همه لنفوسیت ها به یاخته های پادتن سازی تبدیل نخواهند شد بلکه تعداد کمی از لنفوسیت ها نیز به سلول های خاطره تمایز پیدا می کنند.

در ارتباط با سلول های خاطره در ادامه بیشتر خواهیم خواند.