جلسه پنجم

بیگانه خوار ها

انوع مختلفی از بیگانه خوار ها در جاهای مختلفی از بدن وجود دارد که یکی از آن ها درشت خوار ها(ماکروفاژ ها) می‌باشد. یکی از درشت خوار هایی که تا کنون خوانده ایم درشت خوار های حبابکی هستند که در شش وجود دارند. درشت خوار ها در اندام های مختلفی در بدن وجود دارد که یکی از آن ها گره های لنفاوی می‌باشد. از جمله وظایف درشت خوار ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • درشت خوار ها در این گره ها با میکروب ها و عوامل بیگانه مبارزه می‌کند.
  • درشت خوار ها علاوه بر این که میکروب ها را از بین می‌برند یاخته های مرده بافت ها و یا بقایای آن ها را نیز پاکسازی می‌کنند.
  • درشت خوار هایی که در کبد، طحال مشاهده می‌شود؛ گویچه های قرمزی که مرده اند را پاکسازی می‌کنند.

نکته: درشت خوار ها جزئی از گلبول های سفید محسوب می‌شوند که خارج از خون و در بافت ها مشاهده می‌شوند.

نکته: مونوسیت ها نوعی گلبول سفید موجود در خون هستند و زمانی که با فرایند دیاپدز از رگ های خونی خارج و وارد بافت می‌شوند تبدیل به درشت خوار یا ماکروفاژ می‌گردند.

نکته: ماکروفاژ ها جز دومین خط دفاعی محسوب می‌شوند و اجزا دومین خط دفاعی توانایی تشخیص سلول های بیگانه را از خودی دارد اما سلول های بیگانه را از یکدیگر نمی تواند تشخیص دهد و جز دفاع غیر اختصاصی محسوب می‌شود.

بیگانه خوار دیگری که در دفاع از بدن نقش مهمی دارد یاخته های دارینه ای می‌باشد

یاخته های دارینه ای دارای انشعابات دارینه مانند هستند به همین دلیل به آن ها یاخته های دارینه ای گفته می‌شود.

از جمله ویژگی های یاخته های دارینه ای می‌توان به موارد اشاره کرد:

  • یاخته های دارینه ای در بخش هایی از بدن که با محیط بیرون در ارتباط هستند به فراوانی دیده می‌شوند. از جمله این بخش ها پوست و لوله گوارش است که در این نقاط یاخته های دارینه ای نسبت به مناطق دیگر بیشتر مشاهده می‌شود.
  • یاخته های دارینه ای دارای قابلیت بیگانه خواری هستند. (جزئی از بیگانه خوار ها هستند پس صد در صد این قابلیت را دارند!)
  • علاوه بر قابلیت بیگانه خواری این یاخته ها می‌توانند میکروب ها را در سطح خود جای دهند سپس خود را گره های لنفاوی برسانند.
  • در گره های لنفاوی به مقدار زیادی یاخته های ایمنی وجود دارد و میکروب هایی که توسط یاخته های دارینه ای به گره های لنفاوی می‌رسنند توسط یاخته های ایمنی از بین می‌روند.

در واقع یاخته های ایمنی با شناسایی این قسمت ها میکروب مهاجم را شناسایی خواهند کرد.

نکته: یاخته های دارینه ای نوعی از گلبول های سفید هستند که از تغییر مونوسیت ها طی فرایند دیاپدز به وجود آمده اند(همانند درشت خوار ها) پس این یاخته ها نیز در خون یافت نمی شوند.

نوع دیگری از بیگانه خوار ها که مورد بحث قرار می‌گیرد ماستوسیت ها هستند. ماستوسیت ها هم مانند یاخته های دارینه ای در بخش هایی از بدن به فراوانی مشاهده می‌شوند که با محیط بیرون در ارتباط است. ماستوسیت ها ماده ای به نام هستامین ترشح می‌کنند.

نکته: فرایندی که هیستامین از ماستوسیت ها آزاد می‌شود فرایند برون رانی یا اگزوسیتوز است.

هیستامین رگ های خونی را گشاد می‌کنند و نفوذپذیری رگ های خونی را افزایش می‌دهد. وقتی رگ های خونی گشاد می‌شود میزان خون زیادی در آن محل جزیان خواهد داشت. در نتیجه میزان بیشتری از گلبول های سفید در محلی که رگ خونی گشاد شده است در محل حضور خواهد داشت.

افزایش بیشتر نفوذ پذیری رگ های خونی نیز باعث می‌شود که پروتئین های دفاعی که در خوناب وجود دارد بیشتر به خارج از رگ خونی نشت کند و خود را به محل آسیب دیده بافت برساند.

ماستوسیت ها هستامین ها را همیشه در داخل خود دارند اما زمانی که محلی از بافت آسیب ببیند؛ ماستوسیت ها هیستامین ها را طی فرایند برون رانی آزاد می‌کنند.

بیگانه خوار دیگری که در کتاب درسی به آن اشاره شده است نوتروفیل ها می‌باشد. نوتروفیل ها جزئی از گلبول های سفید هستند. در کتاب درسی نوتروفیل ها را در بخش گلبول های سفید مورد بررسی قرار میدهد ما نیز به تبعیت از کتاب درسی همین کار را می‌کنیم!